سيد جلال الدين آشتياني
149
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
دانستهاند . برخى قائل به حصول و حلول اشياء به حقائقها در لوح نفس مىباشند . سيد سند ( ره ) قائل به حصول حقايق خارجيه است ( به نحو حلول ) در نفس ، ولى با انقلاب آن حقايق به مقولهء كيف نفسانى ملا على قوشچى جمع بين اشباح و حصول حقايق نموده است ، بعد از قول فخر رازى ظاهرا اين قول سخيفترين اقوال است . محققان از ارباب كشف و شهود قيام صور علميه را به نفس در جميع قواى مربوطهء به غيب نفس قيام صدورى مىدانند نه حلولى ، ولى متعرض اشكالات و بيان تحقيقات مساله وجود ذهنى نشدهاند . صدر اعاظم حكما صور علميه قائم به نفس را كه مدرك نفسند با جوهر نفس متحد مىداند . قول به اتحاد در نظر فلاسفه اسلام قولى باطل شناخته شده است ، صاحب ايساغوجى فرفوريوس و جمعى از حكماى مشاء و جمعى از قدما قائل به اتحاد صورت عقليه با نفس ناطقه بودهاند . اين قول نزد شيخ الرئيس و اتراب و اتباع او قولى شعرى و خارج از اسلوب علمى شناخته شده است ، لذا شيخ در طبيعى شفا اين قول را به باد تمسخر گرفته و قائل آن را بىخرد شناخته است ، ولى شيخ در اين بحث از جادهء صواب دور افتاده است و همهء ايرادهاى او به اين قول خارج از اعتبار است . سر آنكه اتحاد عاقل و معقول و اتحاد نفس با عقل فعال را قولى سقيم مىداند ، آن است كه نفس را در اول مرحلهء وجود صورت مجرده مىداند و قائل به روحانيت و تجرد نفس از حيث حدوث و بقاء است و تعلق آنرا به بدن فقط جسمانى مىداند . لذا صورت مجردهء متحصل بالفعل را تجويز نمىنمايد كه متحد با معقولات گردد . چون هيچ صورت بالفعل تامى متحد با صورت ديگر نخواهد شد ، اتحاد دو موجود بالفعل از محالات اوليه است . لذا در شفا گفته است : و ما يقال من أن ذات النفس تصير هي المعقولات فهو من جملة ما يستحيل عندي ، فأنّي لست أفهم قولهم إن شيئا يصير شيئا آخر و لا أعقل أن ذلك كيف يكون ، فإن كان